بدون نظر
 
جوانان بی ادعا؛
جوانانی که تهدید و آسیب‌های محله‌شان را به دور از هیاهو به فرصت تبدیل کردند
تاریخ انتشار : ۱۹ فروردین ۱۴۰۰ در ۸:۳۷ ق.ظ
 
چند نوجوان و جوان در یکی از محلات آسیب پذیر تربت حیدریه آستین همت‌ را سه‌ سال پیش بالا زدند و با فروش تلفن همراه و ماشین‌شان، تهدید و آسیب‌های عجیب و غریب محله‌شان را به دور از هیاهو و سر و صدا به فرصت تبدیل کردند. 

به گزارش تابان تربت؛ چند جوان و نوجوان هیئتی و بسیجی در یکی از محلات محروم شهر تربت حیدریه آستین همت‌ شان را سه‌ سال پیش بالا زدند و با فروش تلفن همراه و ماشین‌شان، تهدید و آسیب‌های عجیب و غریب محله‌شان را به دور از هیاهو و سر و صدا به فرصت تبدیل کردند.

رضا ۲۱ سال دارد و رفقایش خیلی ماخوذ به حیا هستند و از هر که می‌پرسیم کدامتان این کارها را در محله انجام داده‌اید؟ می‌گویند باید آقارضا بگوید، آن‌طور که از صحبت‌ها بر می‌آید انگار رضا مسئول این ترکیب پنج نفره است.

خانه های پلمب شده

محله ای در حاشیه شهر تربت حیدریه به نام کوی شهید چمران یا همان رباط بالا، آسیب‌های مختلفی دارد، از حضور اراذل و اوباش و برهم زنندگان نظم اجتماعی  تا فروشندگان مواد مخدر از هر نوعی که بخواهید!

این جوانان خاطر نشان می کنند: اینجا بیشتر مواد صنعتی می توان تهیه کرد، با رضا و سید احسان به قسمتی از محله رفتیم، چند خانه را می بینم که روی دیوار و درشان با اسپری قرمز رنگ نوشته شده است: «پلمب شد».

خانه هایی که ورودی آنها از سوی ستاد مبارزه با مواد مخدر مسدود شده بود، رضا می‌گوید: حالا که با شما از مسیر این کوچه می گذریم همه ما را می بینند! می‌گویم چطور؟ می گوید: دوربین هایی در این کوچه وجود دارد که رفت و آمدها را چک می‌کنند!

سیم دزدی!

از خانه‌ای دودی سیاه به هوا بلند شده بود، می‌پرسم: این‌جا چه خبر است؟ گفت: قصه، قصه سیم دزدی است! متاسفانه عده‌ای کابل های برق را به اینجا می آورند و می سوزانند تا لایه پلاستیکی آن کابل ذوب شود و سیم داخلش را بفروشند.

وی از نیروهای ستاد مبارزه با مواد مخدر تشکر می‌کند و خاطر نشان می کند: واقعا برخی جانشان را کف دست‌شان می‌گذارند و در عملیات مختلف به دنبال دستگیری متهمان و کشف مواد هستند.

روایت ایثارگری

قصه از این قرار است که در نقطه‌ای از این محله، مدرسه‌ای متروکه و بدون‌استفاده سه سال پیش توسط چند نوجوان و جوان علاقه‌مند به کارهای فرهنگی با مجوزی که از آموزش و پرورش تربت حیدریه می‌گیرند، بازسازی می‌شود، مکانی که به گفته این جوانان،محل استعمال مواد مخدر توسط معتادان متجاهر در محل و دیگر معتادان بوده و حالا بعد از سه سال از بازسازی این مدرسه که همه آن با هزینه‌های شخصی انجام شده، این مرکز  تبدیل به یک مجموعه فرهنگی ورزشی شده است.

این جوانان کار اقتصادی هم می‌کنند، کارگاه دوخت پوشاک اسلامی راه انداخته‌اند و برخی بانوان زندانی را مشغول به کار کرده‌اند.

حالا این مدرسه متروکه یک گود زورخانه دارد و سالن تمرین رشته جودو، کلاس‌های مشاوره خانواده در آن دایر است و هر روز کلاس NA ( بازپروری معتادان  ترک اعتیاد کرده) برای معتادان از بند افیون رهاشده برگزار می‌شود، در اتاقی عده‌ای از زنان قالیبافی می‌کنند و در اتاقی دیگر مهدکودکی کوچک میزبان کودکان محل است.

از انگیزه شان می گویند

از انگیزه‌شان برای انجام این کار پرسیدم، سید احسان گفت: یکی از رفقای ما سه سال پیش قبل از شروع این کار، به دلیل تزریق مواد مخدر درگذشت و این یکی از انگیزه های اصلی ما برای ایجاد تغییر در محله بود.

رضا بیان داشت: محله ما آسیب‌هایش بیشتر از فرصت‌هایش بود، با چند نفر از بچه های پایگاه تصمیم گرفتیم تا با توجه به این‌که آرامش‌ محل در حال بر هم خوردن بود، این مدرسه را که محلی برای کشیدن و تزریق مواد مخدر معتادان شده بود به این شکل دربیاوریم.

وی اظهار می دارد: روزی که وارد این مدرسه متروکه شدیم، تقریبا تمام در و پنجره‌ها، سیم های برق و لوله های گاز را دزدیده بودند و حتی اینجا کنتور برق هم نداشت.

شرایط مصرف موادمخدر ‌ مهیا بود!

وی ادامه می دهد: جوانان این محل هیچ سرگرمی نداشتند و شرایط مصرف مواد مخدر بسیار برای ما فراهم بود، تصمیم گرفتیم تا این مجموعه را ایجاد و محیطی امن برای ورزش و سرگرمی نوجوانان و جوانان محل فراهم کنیم.

وی که از ۱۸ سالگی به همراه ۴ نوجوان از خودش کوچکتر کار را شروع کرده، می گوید: یک گوشی اپل داشتم که آن زمان ۹ میلیون تومان فروختم و شروع به مرمت مدرسه و ساخت گود زورخانه کردیم، تمام کار بنایی مکان را خود ما بچه‌ها انجام دادیم.

رضا گفت: یک سالن ورزشی در محل ما وجود دارد اما سهم بچه های محل برای استفاده از آن هیچ است، ما باید ساعتی ۴۰ هزار تومان برای اجاره یک شیفت سالن پول می دادیم و این در توان بچه های محل ما نبود.

اوضاع محله ما خوب نبود!

سید احسان ابراز داشت: محله ما به سه منطقه محله کوی آزادی، کوی شهید چمران و رباط علیا تقسیم می شود و حدود ۱۳۰۰ خانوار در آن زندگی می کنند، اوضاع محله اوضاع خوبی نبود و بچه ها استعمال مواد را به صورت عیان توسط معتادان متجاهر در این محل مشاهده می کردند، هر روز شاهد 60-50  معتاد متجاهر در اینجا بودیم و حتی شب ها هم در یکی از اتاق ها می خوابیدند.

جذب جوانان به درس خواندن و ورزش

رضا افزود: بستر برای انحراف جوانان در این محل درخصوص مواد مخدر متاسفانه زیاد بود و تلاش کردیم تا با جذب جوانان به ورزش و کتاب‎خوانی و انجام کارهای فرهنگی، این تهدید را به فرصت تبدیل کنیم.

رضا خاطر نشان می کند: وقتی می خواستیم با هزینه خودمان یک جایی را برای ورزش و کارهای فرهنگی ایجاد کنیم، چندین بار پیگیری کردیم  تا این که مجوز استفاده یک‎سال از مدرسه را بالاخره به کمک یکی از مسئولان دادند، ساعت ۱۲ و نیم شب همراه برخی از بزرگان محله، موافقت را از مسئول مربوط در خانه‌اش گرفتیم و بعد از چند روز کار را شروع کردیم.

گوشی ام را فروختم

وی بیان کرد: تازه گوشی اپلی خریده بودم و برای تامین هزینه ها، آن را به مبلغ ۹ میلیون و پانصد هزار تومان فروختم و گود شهید چمران را راه اندازی کردیم، بعد از آن برخی مسئولان به این‌جا آمدند و تعجب کردند که چند نوجوان این محل را تبدیل به زورخانه کرده اند.

سید احسان بیان می کند: شبانه روزی 8-7 نفر از بچه ها به صورت جهادی کار کردیم و تا در و پنجره ها ساخته و نصب شد، کار دو ماه طول کشید.

پژو پارسم را هم فروختم؛ سرباز باید بود

رضا می افزاید: قسمت دیگری از مدرسه را هم مسئولان به ما سپردند و ماشین پژو پارسی را که پدرم برایم خریده بود آن سال با قیمت ۷۵ میلیون تومان فروختم تا آن قسمت را بازسازی کنم.

وی در پاسخ به این  سوال که چرا این کار را کردی مگر بد است که ماشین صفر در ۱۸ سالگی سوار شوی؟ می افزاید: الحمدلله  نه خودم و نه دوستانم نگاه مادی نداریم و هدف ما ایجاد یک مجموعه ای بود که نوجوانان و جوانان محل از آن استفاده کنند، به بچه ها همیشه گفته ام: «سرباز باشید نه سربار».

ترک دادن معتادان جوان

وی گفت: شب های فرد گود باستانی شهید چمران ساعت ۲۰ میزبان جوانان باستانی‌کار است، رضا از اتفاق بسیار مبارکی سخن می گوید: «تمام جوانان معتاد محل را در همین گود جمع کردیم و با کمک خیران ۴۲ نفر را به کمپ ترک اعتیاد بردیم، بعد از ۲۱ روز که از کمپ بیرون آمدند، با برگزاری کلاس های مشاوره ترک اعتیاد در این محل، هم‌محلی‌های خوبمان را به این کلاس ها بردیم، با چند نفر از کسبه بازار در میدان میوه و زعفران‌فروش‌ها صحبت و خواهش کردیم تا از این جوان ها استفاده کنند، آن‎ها هم به ما لطف داشتند و پذیرفتند.

رضا می افزاید: آن‌ها مشغول به کار شدند و مشکل اشتغال آن‌ها حل شد، از طرفی کلاس های مشاوره برای خانواده‌های این عزیزان برگزار کردیم تا نحوه برخورد با این رهاشدگان از اعتیاد را آموزش ببینند.»

به زندگی برگشتند

رضا اذعان می کند: چند نفر از معتادانی را که زندگی‌شان نابود شده و سرنوشت‌شان به طلاق رسیده بود، با پادرمیانی به زندگی برگرداندیم و خداراشکر امروز زندگی خوبی  دارند.

سید احسان بیان داشت: در بین خانواده های این عزیزان حقوق شغل فرد اصلاح‌شده کفاف زندگی را نمی‌داد، لذا تصمیم گرفتیم برای همسران آن‌ها  کار ایجاد کنیم و کارگاه نمد مالی و ساخت صابون سنتی و قالی‌بافی را راه اندازی کردیم، برای ۱۵ زن مواد اولیه را می خریدیم و بازار فروش محصول تولیدشده هم با خودمان بود، تمام سود حاصل از فروش آن محصول را به همان خانواده می دادیم و کم‌کم کمک کردیم تا این خانواده ها توان اقتصادی پیدا کنند.

نفر دوم کنکور در کتابخانه این محله درس می خواند

وی گفت: کتابخانه ای را در یکی از اتاق های مجموعه راه‌اندازی و تلاش کردیم تا جوانان محل به کتاب‌خوانی روی بیاورند، ابتدا کتاب هایی را از خودمان به کتابخانه بردیم و بعد امور کتابخانه های شهرستان تعدادی کتاب را به همراه چند صندلی به کتابخانه هدیه کرد.

سید احسان بیان داشت: خدا را شکر امسال جواد یکی از جوانان محل ما که مدام در این کتابخانه درس می خواند، رتبه دوم کنکور را  کسب کرد و الان در دانشگاه تهران مشغول تحصیل است.

خواهش از مسئولان

سید احسان افزود: شهردار وقت، معاون وقت وزیر راه را به این‎جا آورد و آقای پژمان وقتی این مجموعه را دید دستور آسفالت کل محل را با قیر رایگان داد و این کار البته فقط در دو محل انجام شد.

رضا از مسئولان می خواهد که همچنان اجازه بدهند تا این مجموعه برپا باشد، حالا جوانان ما امروز به دنبال حضور در هیئت و درس خواندن و ورزش کردن هستند.

زنان ورزشکار‌ محل 

رضا خاطر نشان کرد: زنان محله ما اصلا ورزش نمی کردند و با راه‌اندازی سالن دوم ورزشی، رشته کاراته و ایروبیک را به محله آوردیم و مسئولان ورزش و جوانان هم به ما خیلی کمک کردند،حالا تمام دختران محله ما اهل ورزش هستند.

وی اظهار کرد: کلاس های مشاوره و ارائه خدمات رایگان بهداشتی درمانی با حضور پزشکان خیر، بخش دیگری از فعالیت ما در این مجموعه است، در نقطه‌ای از محله می خواهم از آن‎ها عکس‌ بگیرم. وقتی دعوت کردم که بایستید تا شما در قاب باشید، روی‌شان را آن طرف کردند و رو به محله ایستادند تا من عکسم را بگیرم! آن‎ها حتی نخواستند عکس شان جایی چاپ شود. همین قدر بی‌ادعا.

انتهای پیام/

لینک کوتاه:

!!تــوجـه

  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد همین مطلب بنویسید
  • لطفا نظرات خود را به فارسی تایپ نمایید
  • لطفا سعی کنید نظرتان مختصر و مفید باشد
  • به نظرات دیگر کاربران احترام بگذارید

ثبت نظر :


 
 
x
لزوم حمایت قانونی از آمران به معروف و ناهیان از منکر نام نویسی ۷۱۸ نفر برای انتخابات شوراهای اسلامی روستا در تربت حیدریه قرارگاهی از جنس حاج قاسم توزیع بیش از ۷۰۰ جعبه نوغان بین نوغانداران خراسان بی‌نیازسازی کشور از واردات کاغذ با سرمایه‌گذاری در منابع سنگ تربت حیدریه/ سود بانکی اصلی‌ترین مانع تولید است هشتمین پایانه صادراتی نفت کشور در تربت حیدریه به بهره برداری رسید ارتش جمهوری اسلامی ایران در دفاع مقدس غیورمردانه حماسه آفرید پروژه احداث سینما امید در تربت حیدریه همچنان بلاتکلیف است جوانانی که تهدید و آسیب‌های محله‌شان را به دور از هیاهو به فرصت تبدیل کردند ۱۴۴۰ خودرو عمومی در تربت حیدریه رایگان دوگانه‌سوز شدند تاکید فرماندار بر ساماندهی ورودی های شهر تربت حیدریه عمر ساختمان‌ های تربت‌ حیدریه حداقل ۴۰ سال است