بدون نظر
 
بازنشر/آزاده سرافزار دفاع مقدس
بعثی ها ما را در مسیر بغداد به موصل به مانند اسرای کربلا با پرتاب سنگ و هلهله همراهی کردند/نوجوانان کم سن و سال هم اسیر ابزار رسانه ای دشمن نشدند
تاریخ انتشار : ۲۶ مرداد ۱۳۹۶ در ۸:۱۱ ق.ظ
 
جانباز و آزاده سرافراز دفاع مقدس در حالی که به چشمانش اشک حلقه زده بود، گفت: پس از بازجوئی ها و شگنجه های طاقت فرسا ما را در مسیر بغداد به موصل به مانند اسرای کربلا با پرتاب سنگ و هلهله و پایکوبی همراهی کردند و آنجا مقداری معنای واقعی مشقت های اسرای کربلا و حضرت زینب(س) را درک کردیم.

به گزارش تابان تربت، علی اکبر عباسپور ۷۴ ساله، مردی از دیار شهید پرور تربت حیدریه، که پس از مراقبت از انقلاب و نظام اسلامی ایران در دوران دفاع مقدس و اسارت، فرزندان خود را سر و سامان و به خانه بخت فرستاده بود و اکنون با بدنی رنجیده از شکنجه بعثی های ملعون در دوران اسارت، از همسر وفادار و مریض خود که در بستری بیماری افتاده به تنهایی مراقبت می کند.

 

ابتدا از جبهه رفتنش می گوید؛ سال ۱۳۶۲ در حالی که ۴۰ بهار از زندگی او می گذشت بعنوان بسیجی همراه ۲۴ نفر دیگر داوطلبانه عازم جبهه های جنوب می شود، بعد از شرکت در چندین عملیات، با حضور در تیپ ۲۱ امام رضا(ع) که فرماندهی یکی از گردانهای آن را محمدباقر قالیباف بعهده داشت خود را آماده عملیات خیبر کرد، عملیاتی که به خاطر گستردگی فراوانش خیلی ها در آن شهید و بسیاری نیز به اسارت دشمن بعث درآمدند.

 

جانباز سرافراز اسلام به نحوه اسارت خود اشاره کرد وگفت: عملیات خیبر اسفند سال ۶۲ در منطقه ای وسیع آغاز شد و رزمندگان اسلام با پیشروهای خوبی که داشتند تا چندین کیلومتر در استان بصره عراق جلو رفتند، اما به دلیل اینکه پشتیبانی مناسبی از نیروها نشد عراقی ها با هجوم هلی کوپترها، قایق ها، تانک ها و نیروهای پیاده، از زمین و آسمان رزمندگان اسلام را زمین گیر کردند و علیرغم مقاومت جانانه بچه ها عده زیادی شهید و حدود ۱۷۰۰ نفر به اسارت نیروهای بعثی در آمدند.

 

وی افزود: شهر قرنه در استان بصره عراق جائی بود که تا غروب بسیاری ازبچه ها مقاومت کردند، اما بدلیل اینکه به هور برخورد کردیم، تمام کسانی که نمی توانستند شنا کنند اسیر شدند.

 

عباسپور می گوید: پس از اسارت حدود ۴۰۰ نفر را در مکانی کوچک در بصره عراق بمدت چهار روز نگه داشتند، این مکان آنقدر کوچک بود که فقط می توانستیم در جای خود بنشینیم، وقتی که سهمیه آب می دادند با قوطی های کنسرو ماهی به هر نفر مقداری بسیار اندک آب می رسید، روز آخر که ما آنجا بودیم با سربازی برخورد کردیم که وقتی حال اسرای ایرانی را دید پنهانی آمد و گفت چه می خواهید؟ گفتیم بسیار تشنه ایم، خداوند نگهدار این سرباز عراقی باشد، به یک مرتبه با یک پارچ آب سرد آمد و بچه ها را سیرآب کرد و در انتها گفت: «انا شیعه، خمینی نور العینی، صدام کافر» ، این سرباز شیعه عراقی آن روز برای شیعیان امیر المومنین(ع) سقایی کرد و هیچگاه لطف او از خاطرمان نخواهد رفت.

 

این آزاده ایرانی در حالی که به چشمانش اشک حلقه زده بود گفت: پس از بازجوئی ها و شگنجه های طاقت فرسا ما را در مسیر بغداد به موصل به مانند اسرای کربلا با پرتاب سنگ و هلهله و پایکوبی همراهی کردند و آنجا معنای واقعی مشقت های اسرای کربلا را به خوبی درک کردیم.

 

عباسپور در ادامه سخنانش به حضور نوجوانان کم سن و سال در بین اسرای ایرانی اشاره کرد و گفت: آنها را به بهانه اینکه می خواهند آزادشان کنند از سایر اسرا جدا کردند، اما با این وجود چند نفر بالای ۲۰ سال که متوجه هدف بعثی ها شده بودند، خود را کم سن و سال معرفی کرده و در این گروه اضافه شدند.

 

وی بیان داشت: بعثی های ملعون با این تفکرکه از نوجوانان کم سن و سال می توانند ابزاری برای جنگ رسانه ای بر علیه ایران استفاده کنند و به دنیا بفهمانند که ایران دیگر رزمنده ای ندارد و بچه ها را به جبهه فرستاده، اردوگاهی را به نام طفلان مهیا ساختند و همه خبرنگاران داخلی و خارجی را به این اردوگاه دعوت کردند، اما با بصیرت و فهمی که این رزمنده های نوجوان داشتند به هیچ عنوان اجازه ندادند تا ابزاری برای هجمه دشمن علیه کشورشان شوند.

 

آقای عباسپور سخن و خاطره زیاد گفت، اما اینجا نه مجالی برای ما و نه حوصله ای برای شماست که بخواهیم به آن بپردازیم، لذا در انتها به لحظه ورودش و نتیجه اسارت اشاره کرد و گفت: همه اسرا را از اردوگاه خارج کردند و گفتند که صدام می خواهد پیام مهی را قرائت کند، ۲۷ بلند گوی اردوگاه که پای هر کام حداقل ۵۰ نفر تجمع کرده بودند، صدای صدام ملعون را پخش کرد که با تبادل اسرا موافقت کرده است، اما تا لحظه ورود به مرز خسروی باورمان نمی شد و هنگامی که وارد کشور شدیم آنقدر گریه کردیم و برخاک کشورمان بوسه زدیم که صورتمان گل آلود شد.

 

او در انتها اذعان دارد: ما به وظیفه ذاتی و شرعی و قانونی خود که دفاع از نظام و انقلاب در جنگ سخت تحمیلی بود عمل کردیم و بحمدالله دوران ۷ ساله اسارت را هم عزتمندانه سپری کردیم، اما امروز وظیفه شما جوانان به مراتب سخت تر از زمان ماست، بطوریکه که در آنجا دشمن را می شناختیم و با او رو به رو می شدیم، اما جنگ نرم و شبیخون فرهنگی این دوران تا درون خانه های مردم نفوذ کرده که برای این دوران بسیار سخت آرزوی عاقبت بخیری را برای شما جوانان و سایر ملت ایران دارم.

 

انتهای پیام/

لینک کوتاه:

تــوجـه

  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد همین مطلب بنویسید
  • لطفا نظرات خود را به فارسی تایپ نمایید
  • لطفا سعی کنید نظرتان مختصر و مفید باشد
  • به نظرات دیگر کاربران احترام بگذارید

ثبت نظر :


 
 
x
اقتدار اسلام با دشمن شناسی و ایستادگی جلوه می کتد/تدبیر در الفاظ دردی از مردم درمان نمی کند جنگ اقتصادی امروز نیازمند مدیریت دوران دفاع مقدس است/مسوولان شعار خوب می دهند اما در عمل به فکر مردم نیستند/همه فرزندانم در ایران و مشغول پاسداری از میهن اسلامی هستند جامعه ذینفعان باید نسبت به آموزش و پرورش احساس تکلیف کنند/ پیگیری مطالبات فرهنگیان باید بر مدار شبکه تعاملی باشد نه رسانه ای امروز بیش از هر زمانی نیازمند روحیه آزادگان دفاع مقدس در سطوح مدیریتی کشور هستیم/ورود آزادگان روح امید و انرژی را برای خدمت در نظام ایجاد کرد نیمی از جمعیت تربت حیدریه تحت پوشش بیمه تامین اجتماعی هستند/زنان خانه دار می توانند تحت پوشش بیمه قرار بگیرند/کارگاه های تولیدی ۲۵۰ میلیارد ریال به سازمان بدهکارند نخستین روستای خراسان رضوی ثبت ملی شد رسانه ها در اجتماعی شدن سلامت نقش مهمی دارند حاشیه نشینی بزرگترین تهدید برای مدیریت شهری تربت حیدریه/حتی یک لایحه فرهنگی از شهرداری به شورا نیامده است/سیستم اداری شهرداری در حال هوشمند سازی است اطلاع نگاشت/ جنگ نخواهد شد و مذاکره نخواهیم کرد اخذ مجوز آزمایش طلای سرخ در پژوهشکده ملی زعفران تربت حیدریه/نمایندگان اتحادیه اروپا به تربت حیدریه می آیند اختصاص ۱۰ میلیارد ریال برای طرح های آبخیزداری در تربت حیدریه